X
تبلیغات
زولا
پارسکدرز اولین بازار کار آنلاین ایران

دست نوشته های یک دیوانه - یاور مشیرفر

در این وبلاگ شما دست نوشته های شخصی را می خوانید که خودش را یک «دیوانه تمام عیار» میداند. هر گونه انتشار این مطالب در هر جایی، بدون اجازه یا با اجازه از مؤلف، موجبات خوشحالی نویسنده را فراهم می آورد.

از مدیوم و خودآموز زبان انگلیسی، ویرایش دوم

از مدیوم و آموزش زبان انگلیسی در گفتگو با حسن کشاورز، ویرایش دوم


در ویرایش اول این نوشته مختصر اطلاعاتی از سایت medium ارائه داده شد. در این بخش قرار است بیشتر روی این موضوع حیاتی و ضروری کار کنیم که «چگونه انگلیسی بیاموزم».


در سایت متمم و در درس «سیلوگرام» چندین کامنت (حدود هشت قسمت) در مورد نحوه و ساختار آموزش زبان انگلیسی نوشته ام. همینجا باید تأکید کنم که همه آن نوشته ها صرفا بیان تجربیات شخصی هستند و ممکن است در مورد شما اصلا کارساز نباشند. تأکید میکنم که همواره باید روش های آموزشی را در مورد خودتان کشف و با استعداد و نیاز و توانمندی و البته منابعتان تطبیق دهید.


The best way to learn English is to stop learning, and start using it

برای یادگرفتن زبان انگلیسی «یادگرفتن» آن را متوقف کنید!

زبان انگلیسی یک موضوع تخصصی نیست که ساعت ها وقت و انرژی برای حفظ کردن واژه و صرف فعل و گرامرش بگذارید. زبان انگلیسی یک وسیله و ابزار است که قرار است به شما کمک کند تا موضوعات تخصصی خود را بیاموزید.

 

از این ابزار چگونه استفاده کنم یا «چگونه استفاده از این ابزار را بهینه کنم؟»


1. گوش دادن و صحبت کردن: حتی اگر یک کلمه بیشتر نمی توانید به انگلیسی بیان کنید، به فایل ها و پادکست های مختلف مراجعه کنید و در زمان گوش دادنتان روی آن یک کلمه تمرکز کنید و ببنید که کی و کجا آن کلمه را به کار می برند. متن آن پادکست را دریافت کنید و روی متن به دنبال همان یک کلمه ای بروید که می دانید. دو کلمه قبل و دو کلمه بعدش را هم ببینید. حال آن پنج کلمه را با هم ببینید و آن ها را به کار ببرید: آن ها را صحبت کنید. صدای خود را ضبط کنید و با صدای گوینده پادکست مقایسه کنید.بعد از آن که توانستید آن پنج کلمه را بدون نگاه کردن به متن ادا کنید، حال دنبال کشف مفهومش بروید. اگر در مراحل ابتدایی هستید، به دنبال مفهوم تک تک آن پنج کلمه ای باشید که میتوانید بیانشان کنید. فقط و فقط برای این کار از دیکشنری های آفلاین و کاغذی استفاده کنید. (در متمم مفصلا در این مورد توضیح داده ام)


حال شما پنج کلمه دارید که هم به شکل نوشتاری شان آشنا هستید، هم با گوشتان میتوانید آن ها را در میان «صحبت» دیگران تشخیص دهید و هم میتوانید آن ها را بیان کنید. (تمرین جلوی آیینه و ضبط کردن صدا تکنیک های مؤثری هستند.) در واقع شما یک واژه را از بخش های مختلف حسی تان وارد مغزتان کرده اید: هم صدا و نحوه تلفظش را می دانید، هم آن را صحبت میکنید، هم چشمتان آن را میبیند و هم میتوانید آن را بنویسید.

 

2. افزایش دامنه واژگانی: برای برقراری ارتباط در هر زبانی شما نیازمند یک طیف واژگانی پایه و یک طیف واژگانی پیشرفته تر هستید. طیف واژگانی خود را میتوانید به طریق زیر گسترش دهید:

آن پنج کلمه یادتان هست؟ حال به متن و پادکست دیگری بازگردید و بعد از گوش دادن، به متنش نگاه کنید. ببینید آن پنج کلمه در چه جاهای دیگری از متن هم حضور دارند. ممکن است هر کدام از پنج کلمه شما با پنج کلمه دیگر مرتبط شده باشند یا نباشند. با همان روش آن ها را صحبت کنید، معانی شان را بیابید و دوباره به فایل صوتی گوش دهید، تلفظ خود را با تلفظ گوینده مقایسه کرده و پیش بروید. به این ترتیب شما به تدریج «هزاران» واژه خواهید آموخت که در حال صحبت کردن آن ها هم هستید.

خیلی مهم است که همه واژه هایی که میدانید در مخزن صحبت کردن شما باشند و نه لزوما در حافظه شما. به تجربه نویسنده زمان هایی نیاز به واژگانی دارید که تا کنون صحبت نکرده اید و در این موارد رساندن منظور جدا سخت می شود. پس سعی کنید همیشه همه واژگانی که می بینید و می شنوید را با بیان جملات ساده صحبت کنید. من تقریبا سعی میکنم همه واژگانی که میاموزم را صحبت کنم. پیش می آمد که در بریتانیا واژه ای را میگفتم و شخص Native با چشمان گرد شده نگاهم می کرد و تعجب میکرد که شخص غیر انگلیسی زبانی این واژه خیلی کم کاربرد و کم فرکانس را بداند و به کار هم ببرد. این عمل فقط با «صحبت کردن و گوش کردن فعال» اتفاق افتاده است. 

زمان هایی رابه خاطر می آورم که از خانه تا دانشگاه برونل (حدود بیست دقیقه پیاده روی داشتم) برنامه پادکست پارلمان را روی واکمن گوش میکردم و همه طول مسیر هر چه می شنیدم، برای خودم تکرار میکردم. در زمان بازگشت از دانشگاه دوباره همان فایل را گوش میکردم و این بار سعی میکردم روی معنی متمرکز شوم و بدانم داستان از چه قرار بوده است. بعضی فایل ها تا یک هفته همین طور آمدند و رفتند تا به تک تک جملات و واژگان آن ها مسلط شوم. فرآیندی بسیار زمان بر و بسیار مؤثر است و باعث می شود دفعات بعدی ذهنتان نسبت به واژگانی که آموخته است، تیزتر شده و سریع تر آن ها را در میان انبوهی از واژه ها تشخیص دهد. در واقع پس از تمرین کافی، همه آن «انبوه» واژه آشنا به نظر می رسند و اصلا دیگر نیازی هم به دقت کردن خیلی زیاد در زمان گوش دادن به آن ها نخواهید داشت و همانند زبان مادری برایتان عادی می شود.

 

3. محیط را انگلیسی کنید. در محیط هایی که زبان اصلی انگلیسی است، ذهنمان مجبور به تطبیق سریع خودش با فضاست. اگر تلویزیون می بینید، خودتان را متعهد و مجبور کنید که فقط کانال های انگلیسی نگاه کنید. ترجیح اصلی اما کانال هایی است که از کشورهای «انگلیسی زبان» پخش می شوند. رادیو به همین ترتیب، فیدخوانی به همین ترتیب.


داخل کمد آشپرخانه یا اتاق،  چسباندنیک برگ کاغذ و نوشتن اسامی همه وسایل به انگلیسی روی آن هم میتواند مفید باشد. هر بار که مثلا میخواهیم کفش هایمان را برداریم، در ذهنمان سریع واژه انگلیسی اش را بگوییم یا مثلا زمان خوردن وعده های غذایی، واژه های انگلیسی تمام وسایلی که به کار میبریم و غذاها و ترکیبات آن ها، مزه و حس و حالی که بعد از خوردن غذا به ما دست میدهد را به انگلیسی برای ذهنمان تکرار کنیم. ذهن باید حس احاطه شدن با یک «زبان» دیگر را دریافت کند.

میخواهم بر این نکته تأکید کنم که انگلیسی کردن محیط یعنی شما صبح در اتاقی از خواب بیدار می شوید که تمام وسایل را به محض باز کردن چشمتان به انگلیسی مرور کنید، همه ابزار و وسایلی که در طول روز با آن سر و کار دارید، از غذایی که میخورید، تا کاری که انجام میدهید و تا شب که به خواب بروید، همه جهان پیرامونی خود را به انگلیسی برای خودتان مرور می کنید.


فایده اصلی این کار در این است که زبان انگلیسی وارد ناخودآگاه شما شود. به تجربه شخصی در یکی از شب های ژانویه 2016، ساعت 2 بعد از نیمه شب، پلیس بریتانیا زنگ خانه ما را به صدا درآورده و در مورد یک نفر مهاجر غیرقانونی سؤالاتی پرسید. من خواب زده و خسته اصلا نمیدانستم دارم چه میگویم، اما داشتم همه اش را به انگلیسی میگفتم. یعنی ذهنم از تورکی فارسی به انگلیسی ترجمه نمی کرد، داشت مستقیما با انگلیسی «ارتباط» برقرار می کرد. وقتی به حالتی برسید که انگلیسی وارد ناخودآگاهتان می شود، خودتان هم از پیشرفت سریع زبانی تان شگفت زده می شوید.

 

4. با افراد Native صحبت کنید. در اینترنت می توانید اشخاصی را بیابید که زبانشان انگلیسی است و در عین حال میخواهند «فارسی» یاد بگیرند. این انگیزه دو طرفه باعث می شود هر دوی شما به همدیگر زبان یاد بدهید و در عین حال از یادگیری لذت ببرید و هم تجربیات ارزنده ای کسب کنید. اصیل ترین نوع یاددهی زبان زمانی است که «زبان مادری» خود را به شخص دیگری می آموزید و چون با ظرافت های ویژه زبان تا اعلی ترین حد آن آشنایی دارید، آن ظرافت ها را هم به شخص دیگر منتقل می کنید. برای یافتن این افراد از اپ Hi native استفاده کنید. اپ هایی نظیر Italki هم وجود دارد که با یک «معلم» زبان خصوصی از طریق جلسات اسکایپ کار میکنید؛ در اپ دوم اما باید برای برخی جلسات «بپردازید»، اما در اپ اول پروفایل ساخته و درتالارهای زبانی انگلیسی فارسی میتوانید با افراد دوست شوید و بعدها با هم اسکایپ کنید. از سایت Engvid هم میتوانید آموزش های کلاسیک زبان انگلیسی را با یک معلم آنلاین و با ویدئوهای یوتیوب ببینید. این آموزش ها «موضوعی» هستند. 

 

5. نوشتن آخرین مرحله از تسلط بر زبان است. وقتی به طور کامل ذهنتان با زبان انگلیسی همخوانی و همدلی پیدا کرد، تازه به ابتدایی ترین مرحله نوشتن میرسیم: «آیا در زبان مادری خود می توانستید بنویسید؟» اگر پاسخ مثبت باشد، از آن به بعد تمرین ها و راهکارهای ویژه ای وجود دارد که برای نوشتن یک متن صحیح و دقیق به شما کمک کند. فعلا این بخش مورد نیاز نمی باشد و بنابراین آن را به ویرایش های بعدی منتقل می کنیم (در سیلوگرام در مورد نوشتن چندین کامنت مختلف نوشته ام)

 

جمع بندی: دوست عزیز، این روش کاملا بر مبنای تجربه شخصی بنا شده است و هیچ اصراری برای درستی آن وجود ندارد. در این روش شما هیچ برنامه ای برای آموزش زبان اختصاص نمی دهید، هیچ ساعت ویژه ای به خواندن لغت نمی پردازید و هیچ ثانیه ای برای آموزش زبان انگلیسی برنامه ریزی نمیکنید. شما با زبان انگلیسی «زندگی» می کنید. از اول صبح که بیدار شدید تا آخر شب که به خواب بروید. تمامی لحظات و ثانیه هایتان، تمامی اطلاعات ورودی شما از جهان پیرامون به مغزتان با واسطه «زبان انگلیسی» صورت می گیرد.


فقط لطف کنید و هفته آینده نتایج و فیدبک داستان را برایم بنویسید. بر اساس نوشته های شما و فیدبک شما، من در ویرایش سوم، نقاط ضعف و قوت این روش را با شما بحث خواهم کرد.


از توجه شما سپاسگزارم. 

تاریخ ارسال: پنج‌شنبه 30 دی 1395 ساعت 07:05 | نویسنده: Yavar Moshirfar | چاپ مطلب
نظرات (13)
سه‌شنبه 12 بهمن 1395 23:06
ایمان میرزائی
امتیاز: 0 0
لینک نظر
کتابی که معصومه معرفی کرد OPD یا Oxford Picture Dictionary هست.
اگر فایل PDF اون رو دانلود کنید متوجه میشین توش چی نوشته.
راستی:
به زودی می‌خوام یه گزارش در مورد روش انتخابی خودم در یادگیری زبان با تمام توضیحات مربوطه بنویسم.
میام اینجا و بهت خبر میدم تا بیایی و وقتت رو بسوزونی.
شنبه 9 بهمن 1395 10:57
پوریا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام یاور
مطلبت عالی بود.مرسی
در مورد دامنه لغات بحث یادگیری با ریشه ها خیلی به من کمک کرده. یه لیست بلند بالا از ریشه های با کلماتشون دارم که خیلی کمکم کرده.
پادکست هم سعی میکنم هرروز گوش کنم. پادکست های Speak Fluent English رو منظورمه.
قبلا متن و پادکست های BBC Learning English رو گوش میکردم و الان ترجیح میدم فقط متن هاش رو بخونم چون هم همیشه یه مطلب جدید داره که بهم یاد بده و هم سطحش خوبه. اما پادکست هاش نه! نمیدونم چرا این بریتیش ها اینطوری حرف میزنن! خیلی سخته فهمیدنش!
برای گرامر هم هر روز یک درس از کتاب Grammar in Use رو میخونم.
خیلی ممنونم از مطلب عالی ت.
پاسخ:
این بریتیش ها اصیل ترین حالت زبان انگلیسی هستند دوست من.

به تدریج که به برنامه هایی نظیر parliament today گوش بدهی، متوجه زبانشان می شوی.
جمعه 8 بهمن 1395 20:23
طاهره خباری
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام یاور عزیز.
نوشته‌تون برای من خیلی آموزنده بود.
باید اعتراف کنم که من خیلی به شکل منظم یادگیری زبان انگلیسی رو پیگیری نمی‌کنم. ولی به دلیل اینکه مدتی هست بیشتر از قبل درگیر خوندن کتاب‌های انگلیسی شدم این نیاز رو احساس می‌کنم که باید برای یادگیری اون برنامه منظم‌تری اختصاص بدم.
از طرفی من قبلا از پادکست‌های Englishpod و ESL Podcast استفاده می‌کردم و ازشون خیلی راضی بودم. ولی این روزها چون بیشتر TED رو نگاه می‌کنم، سعی می‌کنم کلمات و جمله‌بندی رو از توی حرف‌های همون‌ها یاد بگیرم.
ولی به هر حال هنوز برنامه خودم رو خیلی منظم نمی‌دونم و اول از همه باید یه فکر اساسی برای برنامه یادگیری خودم بکنم.
پاسخ:
طاهره عزیز.

برای یادگیری اما «هدف» خیلی تعیین کننده تر است. روش ها میتوانند با توجه به هدف «Adapte» شوند ولی هدف قابلیت آداپتاسیون با روش ها را ندارد.

متشکرم.
چهارشنبه 6 بهمن 1395 19:49
محمدرضا گلنسایی
امتیاز: 0 0
لینک نظر
عالی بود یاور جان
من هم این دغدغه را دارم و در حال حاضر شیوه ی من این است که هفته ای 1 فایل TED را از 0 تا 100 گوش میدهم-کلمات نا اشنایش را مینویسم-و روزی 4 الی 5 بار به فایل کامل گوش میدهم و در انتخاب سخنرانی ها هم سخنرانی ای مد نظرم است که تند تر صحبت میکند که ذهنم زبل تر شود.
مراحل آموزش زبان همانطور که اشاره کردی به این صورت است
1.لیسنینگ و درک
2.صحبت کردن
3.نوشتن
مانند دوران کودکی که ما اول گوش میکردیم و نمیتوانستیم حرف بزنیم
و کم کم کلمات را غلط تلفظ میکردیم و سپس با گذشت زمان میتوانستیم کلمات را درست ادا کنیم
و سپس به کلاس اول ابتدایی رفته و کم کم نوشتن را یاد میگرفتیم.
تمام مسئله ی زبان انتقال آن از خودآگاه به ناخودآگاه است و این کار به تمرین بسیار زیادی نیاز دارد
دروود فراوان
پاسخ:
دوست گرامی.
موارد این چنینی را به تفصیل در متمم بحث کرده ایم. مهم ترین اصل اما در آموزش زبان به شیوه مادری درک یک تفاوت ویژه است: ما تا شش سالگی زبان را جذب acquire می کنیم و بعد از شش سالگی زبان را می آموزیم learn. بین این دو مفهوم تفاوت بنیادین بسیار قدرتمندی وجود دارد که باعث می شود در فرآیند جذب زبان، هیچ نیازی به آموزش «گرامر» نداشته باشیم و به صورت ناخودآگاه گرامر را استفاده کنیم. هم چنان که در زبان مادری این عمل را انجام می دهیم. در فرآیند یادگیری اما گرامر نیازمند «آموزش» است و نمیتوان از هیچ بخشی از ناخودآگاه برای درک گرامر یا استفاده صحیح از آن استفاده کرد.

متشکرم.
شنبه 2 بهمن 1395 12:46
مرتضی
امتیاز: 0 0
لینک نظر
احتمالا نظر شما بسیار درست تر از نظر منه.
به همین خاطر حتما اون پادکستهای سخت رو واسه بعد میزارم و فعلا رو سخنرانیای تد برای درک متن تمرکز میکنم.
باز هم ممنون
پاسخ:
به هر حال اگر همچنان به فلسفه علاقه مند هستید، من پادکست های آکسفورد را توصیه میکنم:

http://www.philosophy.ox.ac.uk/podcasts
تفاوت ویژه این لینک با آن پادکست ها در این است که این پادکست ها به منظور آموزش دانشجویان فلسفه تهیه شده و حالت «درسی» دارد ولی آن پادکست ها گفتگو میان چند فیلسوف متخصص است که لزوما شاید جنبه آموزشی هم نداشته باشد.

متشکرم.
شنبه 2 بهمن 1395 10:07
hassan
امتیاز: 0 0
لینک نظر
با سلام یاور عزیز
باز هم ممنون :
گزارش من :
1- روزانه حداقل نیم ساعت زیان گوش می دهم از طریق فایل صوتی که کتابش هم مطالعه می کنم (برای تشخیص کلمات و نوع تلفظ )
2- خواندن لغات 504 با استفده از کد و تصویر (سایت ایمان پندی )
3- نوشتن لغات 504 یک شب بعد از یادگیری
4- گوش دادن به داستان های کوتاه زبان
5- هدف گذاری برای سال بعد یادگیری زبان به عنوان هدف اصلی
6- تمرین در خصوص ترجمه متن های تخصصی بازار یابی
اما فعلا کسی را در اسکای پیدا نکردم (کمی نگران هستم که اصلا چطور میشه یک رابطه خارجی پیدا کرد که با زمان خالی ما هماهنگ باشه ) خیلی دوست دارم یکی تماس بگیر و مجبورم کنه انگلیسی صحبت کنم (خیلی نشاط آور است )
در خصوص italki تقریبا چیزی متوجه نشدم .
در خصو ص کتاب zdf هم متوجه منظور معصومه جان نشدم
خواستم نظرتون را در خصوص کار با سایت e45 بدانم چون محیط آموزشش به نظرم طبیعی تر از سایر سایت های است که دیدم ، هم گرامر دارد و هم تلفظ و هم مکالمه دو طرفه (در حد تعریف شده لغات ) .
اما مهمتر ین مسئله این است که اگر دوستی داشته باشیم که مجبور بشیم روزانه 10 دقیقه مکالمه نمایم خیلی می تونه موثر باشه ( مخصوصا اگر از قبل موضوع بحص بحث رو مشخص کرده باشیم )
در ضمن از نوشتن به شدت مشکل دارم (البته می دونم فاز بعدی است ).
تمرینات : راه اندازی مکالمه در خانه ( گفتن یک داستان کوتاه انگلیسی به عنوان تمرین در خانه )
باز هم ممنونم با توجه به درگیری های شغلی حتما دوست دارم انگلیسی در اولویتم برنامه هایم باشد . منتظر راهنمایی بعدی شما هستم
پاسخ:
جناب کشاورز عزیز
باید با زبان انگلیسی «زندگی» کنید و نه این که در برنامه روزمره تان برای آموزش «زمانی» را بگنجانید!

برنامه تان را اما ادامه دهید و برای خودتان گزارش بنویسید. اگر مؤثر نبود، به سادگی آن را تغییر دهید و دوباره ارزیابی کنید تا روش بهینه آموزش زبان را بیابید. گرچه همچنان تأکید من بر «استفاده روزمره از زبان انگلیسی» و زندگی با آن است.

در مورد Italki
بعد از ثبت نام در این سایت، زبان مورد نظر خود را در Find a Teacher وارد می کنید و لیستی از معلم ها برایتان به نمایش گذاشته می شود که برخی ها در ساعت های خاصی حضور دارند و برخی ها در روزهای خاصی. برای مثال من برای آلمانی جستجو کرده ام و این پروفایل یکی از معلم هاست:
https://www.italki.com/teacher/2878262

که برای آموزش آلمانی چندین پکیج آموزشی مختلف دارد که مثلا «آموزش پایه ای زبان آلمانی» (به انگلیسی) ساعتی 15 دلار است. اگر من این پکیج ها را خریداری کنم، یک معلم خصوصی آنلاین دارم که به ازای ساعتی 15 دلار به من آموزش خواهد داد و البته ضمن صحبت کردن به آن زبان، اشکالات مرا هم به من یادآوری خواهد کرد و با متد آموزشی ویژه خودش به من آموزش خواهد داد.
یا مثلا این یکی معلم زبان انگلیسی است: https://www.italki.com/teacher/1774870
که ساعتی 30 دلار دریافت میکند و به شما انگلیسی آموزش میدهد.

در مورد نوشته های معصومه خزاعی باید از خودش بپرسیم، چون من هم در این زمینه ها تقریبا تجربه ای ندارم که بخواهم صحبت کنم.
جمعه 1 بهمن 1395 21:04
مرتضی
امتیاز: 0 0
لینک نظر
با توجه به اون دو تا هدفی که واسه پادکستها هست، خودم فکر میکنم اگه اینطوری برنامه ریزی کنم شاید بهتر باشه:
سخنرانیای تد رو واسه بیشتر فهمیدن و افزایش دامنه لغات و تکرار حرفاشون استفاده میکنم و پادکستهای philosophy now رو وقتی دارم بازی میکنم یا حواسم یه جای دیگس برای عادی کردن شنیدن گوش میکنم.(شاید اینطوری ناخودآگاهمم وارد فعالیت بشه).
باز هم ممنون
پاسخ:
باز هم معتقدم پادکست های فلسفه برای آموزش کمی ناگوار و سنگین هستند و شاید موجب دلزدگی تان شوند. به هر صورت روش ها باید با توانمندی ها و میزان تلاش و انگیزه زبان آموز تنظیم شوند.
جمعه 1 بهمن 1395 16:47
معصومه خزاعی
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام یاور عزیز
من هم برای یادگیری زبان انگلیسی در تلاشم.
- 3000 لغاتی که محمدرضای گرامی در روزنوشته معرفی کرده بود کامل مطالعه کردم و هر روز حدود 50 لغت از آنرا دوباره مرور می کنم.
- تقریبا هر شب یک خبر یا مقاله انگلیسی رو از طریق خبرخوان ها مطالعه می کنم.
- سعی می کنم پادکست های ELS رو گوش بدم.
قبلا پیشنهادهایی رو که در متمم نوشته بودید را یادداشت برداری کردم و یکی از کارهایی که بعد از اونها انجام دادم مطالعه کتاب ZPD است که شامل طبقه بندی و دسته بندی لغات انگلیسی به همراه تصویر هست.
برای تسلط به زبان انگلیسی عجله دارم و خیلی از وضعیتی که در اون هستم رضایت ندارم.
پاسخ:
معصومه عزیز
یادگیری زمان بر و time consuming است و نباید برای تسلط به انگلیسی عجله کنید. تسلط من طی یکسال تمرین منظم و هشت سال تمرین نامنظم به دست آمده است.
متشکرم.
جمعه 1 بهمن 1395 10:49
مژگان
امتیاز: 0 0
لینک نظر
با سلام اقای مشیرفر عزیز
ممنونم بابت نکات بسیار مفیدی که اشاره کردید . یادگیری اصولی و درست زبان همیشه یکی از چالش هایی بود که باهاش مواجه بودم . یادمه چندین روش رو امتحان کردم و هر دفعه نیمه راه بخاطر اینکه نتیجه دلخواهم رو نمیگرفتم رها کردم . یادمه ابتدا ار خوندن کتاب های قصه کوتاه انگلیسی شروع کردم . در کنارش دیدن فیلم های به زبان اصلی ، گوش دادن موزیک های انگلیسی مورد علاقه ام، رفتن به کلاس های کانون زبان و ... .درسته شاید کمی دامنه لغاتم خوب باشه ولی برای صحبت کردن و فهمیدن درست مطلب و نوشتن درمونده ام . به سایتی که اشاره کردید https://longform.org/podcast مراجعه کردم برام خیلی جالب بود و تو برنامه کاری خودم قرار میدم . ممنونم از مطالب خوبتون.
پنج‌شنبه 30 دی 1395 18:48
فواد انصاری
امتیاز: 0 0
لینک نظر
نه یاور گیان از italki استفاده نکردم ولی استفاده میکم و بعد نتیجه شو برات مینویسم
پاسخ:
در italki شما با یک «معلم native زبان» اسکایپ می کنید و آن شخص به صورت کامل برای «آموزش» و «رفع اشکال» شما پیش بینی شده است. در ضمن ویدئوهای Engvid هم برای آموزش و رفع اشکال بسیار مفیدند.

موفق باشید.
پنج‌شنبه 30 دی 1395 17:39
فواد انصاری
امتیاز: 0 0
لینک نظر
یاور جان خیلی ممنون بابت این نوشته ولی چطوری میتوانم اشتباهاتم را اصلاح کنم من با دوستام تمرین میکنم و همه تقریبا در یک سطح هستیم یعنی کسی کسی را اصلاح نمیکند . بعد با اسکایپ با افرادی حرف میزنم که Native نیستند حتی وقتی با افراد Native هم حرف میزنم اون میفهمد که من اشتباه میکنم ولی حوصله ندارد توضیح گرامری و تلفظی بدهد. همینجوری حرف میزنیم و زمان میگذره - این خوبه ولی من نمیفهمم که کجا ایراد دارم. نمونه ش همون متنی که برات فرستادم خودم فکر میکردم خوبه ولی دیدم 1000 تا غلط داره .
این مشکل رو چطوری میشه حل کرد؟
پاسخ:
فؤاد گیان
در این مورد باید فکر کنم. تا حالا از italki استفاده کرده ای؟
در ضمن من زمان اصلاح متن حتی برای افراد متقاضی تافل که در سطح بالایی هم هستند، خیلی خیلی سخت گیری میکنم.
پنج‌شنبه 30 دی 1395 12:09
مرتضی
امتیاز: 0 0
لینک نظر
آقای مشیرفر عزیز
1-طبق پیشنهاد شما من دو هفته است هر روز پادکست های philosophy now رو گوش میدم. فکر میکنم بسیاری از کلمات رو متوجه میشم که چی میگن اما گاهی وقتها منظور کلی جمله رو نمیفهمم. در ضمن خیلی از کلمات رو هم نمیفهمم که چون متن نوشته شده اش نیست نمیدونم چطوری باید کلمه رو تشخیص بدم.(توضیح اینکه تقریبا 30 تا 40 درصد پادکستها رو میفهمم اما بقیه شون رو نه)
یک سوال اینکه منظور کلی پادکست گوش دادن، عادی کردن شنیدن انگلیسی هستش یا درکشون؟
دومین سوال هم اینکه در رابطه با کلماتی که نمیدونم، پیشنهاد خاصی ندارید؟
2- من تو خونه دو سه تا مقاله انگلیسی دانلود کردم و ترجمه شون میکنم واسه خودم.
به نظرتون روش مفیدیه؟
اگه اینطوریه، به نظرتون چطوری میتونم استفاده حداکثری بکنم ازشون؟
پاسخ:
مرتضای عزیز.

پادکست های Philosophy now برای شروع فایل های سنگینی هستند. ممکن است که خود native ها هم به خوبی متوجه صد در صد داستان نشوند. به هر صورت آن متون و آن صحبت ها در حد صحبت های تخصصی بین چند نفر فیلسوف است.

شما از پادکست های ساده تر نظیر «اخبار» یا سخنرانی های تد استفاده کنید. هم اخبار و هم سخنرانی های تد Transcript دارند. وقتی ذهنتان به حد کافی ورزیده شد، به سمت Philosophy now بروید (خود من هم شاید هفته ای یک بار بیشتر گوش نکنم)

این یکی ممکن است مفیدتر باشد:
https://longform.org/podcast

منظور از گوش کردن به پادکست میتواند هر دو باشد، اما در مرحله اول عادی شدن شنیدن بیشتر هدف است و بعدها درک آن. (همان روشی که در بیست دقیقه پیاده روی داشته ام)

کلماتی که نمی دانی را داخل متن پیدا کن، با آن ها جمله بساز و آن ها را تکرار کن و بعدش بنویس. چند بار قبل از نوشتن آن ها را «صحبت» کن و بعدش بنویسشان. اگر عادت به روزانه نویسی انگلیسی داری، حتما سعی کن از آن کلمات «نو» استفاده کنی.

دانلود و ترجمه مقالات روش خوبی برای آموزش «مفهوم و محتوی» است و البته اگر به حد کافی دقت کنی که مثلا یک موضوع علمی را چگونه شرح می دهند و از چه روشی وارد می شوند و تا کجا پیش می روند و چه لغات و واژگانی برای بیان مثلا «ناهمگونی داده ها» یا «تأکید بر یک روش خاص» یا «بحث کردن» در مورد یک موضوع علمی به کار می رود، بعدها برای نوشتن مقالات علمی به زبان انگلیسی خیلی مفید خواهد بود.

متشکرم.
پنج‌شنبه 30 دی 1395 12:05
داود شاکری
امتیاز: 0 0
لینک نظر
یاور، من برای اینکه انگلیسیم رو تقویت کنم کارهای زیر رو انجام میدم:
- از روی کتاب انگلیسی که می خونم رونویسی می کنم.
- فیلم رو با زیرنویس انگلیسی می بینم و بعدا یک بار دیگه بدون زیرنویس می بینم.
- برای مرور کلمات هم از نرم افزار Jmemorise استفاده می کنم. لغت رو در قالب جمله انگلیسی می نویسم و برای معنی لغت هم دوباره از توضیحات انگلیسی استفاده می کنم و برای اینا از دیکشنری انگلیسی به انگلیسی استفاده می کنم یا حتی دقیقا جمله ای رو که در کتاب یا فیلمی که دیدم رو می نویسم.
- ولی انجام همه اینا خیلی سخته و باید انگیزه داشته باشی، من برای این کار سعی می کنم توی اینترنت دوستان انگلیسی زبان پیدا کنم. برای من هیچ چیز به اندازه صحبت کردن با یه دوست انگلیسی زبان با اسکایپ نمیتونه بهم انگیزه بده. وقتی صحبت میکنم و میفهمم که چقدر کلمات از ذهنم دور هستند و باید تلاش بیشتری بکنم انگیزم برای یادگیری بیشتر میشه. یاور جان، پیدا کردن این دوستان انگلیسی زبان توی اینترنت خیلی برام سخت و کند پیش میره. چراکه خیلی از افرادی که من سعی کردم باهاشون ارتباط داشته باشم وقتی می فهمن که از ایران هستم معمولا حس خوبی ندارن و خیلی ها هم تمایلی برای ارتباط با اسکایپ ندارن. خیلی دوست دارم به جز مواردی که معرفی کردی، اگه تجربه دیگه ای در این زمینه داری برامون بگی یا اگه وب سایت یا محیط های دیگه رو هم میشناسی بهمون معرفی کنی. من بیشتر تا امروز از چت روم ها و حتی سایت های دوست یابی خارجی برای این کار استفاده می کردم ولی خب به اندازه تلاشم دوستان خیلی کمی رو تونستم پیدا کنم.
پاسخ:
روش های خوبی هستند و اگر مفید و اثربخش هستند، یعنی کارایی دارند و ادامه دادنشان هم خوب است و به نتیجه می رسد. به هر صورت هر بار که تغییر کوچکی هم در روش هایت دادی، نتایجش را که تحلیل میکنی می توانی بفهمی که تغییر درستی بوده است یا نه.

بله یافتن اشخاصی که بخواهند با شما در اینترنت انگلیسی صحبت کنند واقعا سخت است. اما ناممکن هم نیست. حقیقت مطلب چون من در محیط انگلیسی زبان زندگی میکردم هیچ وقت برای پیدا کردن شخصی که بخواهد با من انگلیسی صحبت کند زحمتی نداشتم. در واقع زحمت اصلی یافتن کسی بود که «انگلیسی» صحبت نکند. من همین دو سایت را به این منظور می شناسم و البته شاید بتوانی اطلاعات بهتری در Fluent forever در مورد این اپ ها بیابی و این که چگونه Language partner مناسب را بیابیم.
https://fluent-forever.com/

روش های پیشنهادی بنی لوئیس در سایت زیر هم ارزشمند و کاربردی هستند:
http://www.fluentin3months.com/
متشکرم از این که با بیان تجربیات ارزشمند و نظرات خود به پربار تر شدن و غنی تر شدن این محتوا کمک می کنید.
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد