X
تبلیغات
رایتل
پارسکدرز اولین بازار کار آنلاین ایران

دست نوشته های یک دیوانه - یاور مشیرفر

در این وبلاگ شما دست نوشته های شخصی را می خوانید که خودش را یک «دیوانه تمام عیار» میداند. هر گونه انتشار این مطالب در هر جایی، بدون اجازه یا با اجازه از مؤلف، موجبات خوشحالی نویسنده را فراهم می آورد.

چگونه همه چیز دان نباشیم؟ - دست نوشته های یک احمق

چگونه همه چیزدان نباشیم - دست نوشته های یک احمق

بخش سوم
ترولیسم و شخصی سازی

***کلیه مطالب این نوشته در همه بخش های آن، صرفا بیانگر نظرات، آموخته ها و تجربه های شخصی نویسنده اش می باشد و ممکن است حاوی کژتابی، کج فهمی و مملو از اشتباه باشد. نویسنده ضمن پذیرش حق نقد خواننده، بنا به دیدگاه «مرگ مؤلف» مسئولیت این نوشته در آینده را نمی پذیرد. این نوشته قابلیت ارجاع ندارد.***

در ادبیات و فولکلور شمال اروپا، «ترول» عمدتا موجودی شیطانی و تقریبا معادل «دیو» در ادبیات فارسی تعریف شده است. صرف نظر از تعریف اسطوره شناختی و ادبی این واژه، منظور و درون مایه اصلی این موجود «ایجاد مزاحمت»، «ناراحت کردن» و به نوعی ایجاد "جنگ روانی" در شخص مقابل به منظور خارج کردن شخص از میدان یا تسلیم شدنش است. آنچه امروزه تعریف ترول و ترولیسم را دوباره زنده می کند، امکان درج نظر در شبکه های اجتماعی حتی توسط ناشناس ترین اکانت ها و سیستم خاص این شبکه هاست که در آن میتوان صرفا با صرف دو دقیقه و داشتن یک ایمیل، یک حساب کاربری ایجاد و به مزاحمت از طریق «کامنتینگ» مشغول شد.

در نوشته های پیشین، اصول اولیه «کامنتینگ» را بر شمردیم. هدف این مبحث برشمردن روش های برخورد با «ترول» و «ترولیسم» نیست؛ بلکه صرفا روی این موضوع متمرکز میشویم که چگونه خود یک «ترول» نباشیم؟


1. با چه هدفی کامنت می نویسم؟
اولین و شاید مهم ترین نکته در «ترول نبودن» شاید قبل از فشردن دکمه های صفحه کلید، این باشد که اساسا کامنت من ضرورت دارد یا فقط می نویسم که صرفا «چیزی» نوشته باشم؟ به بیان دیگر آیا بین صرف انرژی و وقت من برای نوشتن و طرف مقابل برای خواندن، ارتباط سازنده وجود دارد یا صرفا در حال «ایجاد مزاحمت» هستم؟

2. با چه ادبیاتی کامنت می نویسم؟
آیا توانایی آن را دارم که با ساختارهای مناسب و بدون درج هر گونه حشو، هجو یا ابهام منظورم را شفاف و قابل فهم بیان کنم؟ آیا لحنم در نوشتن شخصیت فرد را مورد تحقیر قرار می دهد؟ آیا نوشته من طعنه برانگیز، طعنه دار و تمسخرآمیز است؟ آیا در نوشته و لحن من، به صورت تلویحی شخص مقابل به دروغ گویی متهم شده است؟ آیا در لحن من عناصر و نشانه های تهدید وجود دارد؟ آیا به شخص مقابل برچسب طرفداری از عقیده و مرام خاصی را زده ام؟

3. چگونه کامنت می نویسم؟
آیا در نوشته من دلایل محکم، قوی و روشن در مخالفت یا موافقت با شخص مقابل وجود دارد؟ آیا در حال «رد» یا «تأیید» بدیهیات هستم؟ آیا مراجع و منابعی که به آن استناد کرده ام، از «امانت داری»، «صحت»،«شفافیت» و «قابلیت دسترسی» برای همه برخوردارند؟ آیا خودم قبل از نوشتن از «صحت افکارم» مطمئن هستم؟

بعد از طی این سه گام اصلی شاید بتوان در مورد نوشتن یا ننوشتن کامنت تصمیم گرفت و البته لازم به تأکید دوباره است که در موارد بی شماری من در صفحه های پرمخاطب کامنت می نویسم که عموم بازدیدکنندگان مرا نمی شناسند. در این موارد باید حداقل تلاش کنم پروفایلم برای عموم قابل دسترسی باشد یا حداقل بخشی از نوشته های پروفایلم «برای همه» قابل دسترسی باشند. بسیاری موارد می توان سیل کامنت گذارانی را مشاهده کرد که صفحه پروفایلشان به جز یک عکس پروفایل «غیرواقعی» و تاریخ تولد هیچ چیزی ندارد. اگر قرار است من «ترول» نباشم، حداقل باید آن قدر برای خودم «تشخص» و «احترام» قائل باشم که با هویت واقعی خودم کامنت بنویسم و زمانی که با نوشته هایم «اندیشه تغییر جهان» را دارم، باید حداقل آن قدر «جرئت» داشته باشم که قبل از همه نوشته هایم در پروفایل خودم منعکس شده باشند.

-----------------------------------------------------------------------------------------
پانوشت:
موارد بسیاری از نوشته های بدون مخاطب در فضای مجازی و به خصوص صفحه های خبرگزاری ها موجود است. هر خبری در مورد «اوضاع ترکیه» چه از منظر فرهنگی، چه از نظر سیاسی یا اجتماعی نوشته شده باشد، عده بسیار زیادی با کلید واژه «اردوغان» حمله می کنند. لحنشان گاهی چنان است که گویی اردوغان قرار است همین فردا رفتارش را با خواندن کامنت آن ها طبق نظرشان تغییر دهد. اساسا دو مسئله بسیار مهم در این میان "نادیده" گرفته شده است. اول این که دنیای سیاست عمدتا بر پایه منافع تنظیم می شود و نه بر «نوع دوستی». ترکیه در برابر پذیرش پنج میلیون پناهجوی دیپورت شده از آلمان، ورود شهروندانش به اتحادیه اروپا، بدون نیاز به ویزای شنگن را درخواست می کند.
این مسئله را نمیتوان با چسباندن داعش به اردوغان توجیه کرد.
دوم و مهم تر از همه این که «سیاست» هم یک «علم» است. همانگونه که من نمیتوانم در مورد روش های درمان سرطان خون "اظهارنظر" کنم، برای یک تحلیل سیاسی حتی بسیار ساده، حداقل باید بخش بزرگی از تاریخ و مناسبات اجتماعی، روندهای توسعه یافتگی، عوامل فرهنگی - انسانی و به طور کلی روند پیدایش و تکامل اندیشه سیاسی جامعه هدفم را بشناسم و آن را از جنبه های گوناگون «بی طرفانه» درک کرده باشم.
-----------------------------------------------------------------------------------------
ارغوان

خوشه ی خون

بامدادان که کبوترها

بر لب پنجره ی باز سحر غلغله می آغازند

جان گلرنگ مرا بر سر دست بگیر

به تماشا گه پرواز ببر

آه بشتاب

که هم پروازان

نگران غم هم پروازند
تاریخ ارسال: یکشنبه 5 اردیبهشت 1395 ساعت 23:28 | نویسنده: Yavar Moshirfar | چاپ مطلب
نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد