X
تبلیغات
زولا
پارسکدرز اولین بازار کار آنلاین ایران

دست نوشته های یک دیوانه - یاور مشیرفر

در این وبلاگ شما دست نوشته های شخصی را می خوانید که خودش را یک «دیوانه تمام عیار» میداند. هر گونه انتشار این مطالب در هر جایی، بدون اجازه یا با اجازه از مؤلف، موجبات خوشحالی نویسنده را فراهم می آورد.

ژن های خودخواه من - دست نوشته های یک احمق



*** کلیه مطالب این نوشته در همه بخش های آن صرفا بیانگر نظرات، تجربیات و آموحته های شخصی نویسنده اش می باشد و ممکن است حاوی کژتابی، کج فهمی و مملو از اشتباه باشد. این نوشته حاصل درونی ترین آموحته ها و چکیده افکار نویسنده اش می باشد. نویسنده امکان هرگونه ارجاع به این متن را از منظر علمی رد می کند. این نوشته گرچه با بار علمی و آموخته های علمی نویسنده اش توأم است، اما هم چنان قابلیت ارجاع «علمی» را ندارد؛ چه این نوشته برداشت «کاملا شخصی» است.
نویسنده ضمن پذیرش کامل مسئولیت این نوشته، همه خوانندگانش را به نقد آن دعوت می کند.***

انسان های روی زمین همواره می توانند در جزییات رفتاری و استاندارد زندگی شان متفاوت باشند، اما در کلیت رفتار و شیوه زندگی همه آن ها هنوز هم یک اصل بسیار «کلی» حاکم است. انگار این اصل کلی غریزی حتی قادر است درونی ترین افکار و باورهای ما را هم علیرغم این که ما «حیوانات متفکر» هستیم تحت الشعاع خود قرار دهد. این اصلی کلی «میل به بقا» از طریق نوعی «خودخواهی ژنتیکی» است.
ژن هایی که سلامت، هوش و قابلیت های برتر زندگی مرا «کد» کرده اند، برای بقا از خود من حریص ترند؛ حتی تا جایی که ممکن است زندگی خود مرا قربانی این انتقال جنون آمیز خصوصیت های برتر « بقاء» کنند. آن ها دوست دارند پیچه های بیست و سه کروموزومی را مملو از خودشان کنند. این خود خواهی ژنتیکی از سوی دیگر، میخواهد همه زمانی که من در محیط آکادمیک و کار برای کسب مهارت های لازم بقا و امنیت پایدار زندگی و تضمین بقای نسل آینده صرف کرده ام، به عقب باز گرداند.

اینجاست که بازی تکامل و بقای ژنتیکی جالب تر می شود: ژن های من این نقیصه زمان بر را با قابلیت تولید و دوباره سازی ژن های سالم بیست و سه کروموزمی در اسپرم های من، تا پایان عمرم جبران کرده اند.
طبیعت بازی ترحم انگیزش را در مورد شریک من هم دارد: تعداد محدود تخمک هایی که قرار است «نسل آینده» باشند؛ اما آن تخمک ها قابلیت «بازتولید» ندارند و بنابراین هر چقدر دیرتر برای تولید نسل آینده به اشتراک گذاشته شوند، بیست و سه کروموزوم لزوما «سالم» ندارند و ممکن است ژن های ضعیف تری برای اشتراک گذاری داشته باشند. ژن هایی که نمیتوانند «خود خواهی» مرا تأمین کنند.

اینجاست که طبیعت غریزی حتی به درون عمیق ترین ستون های فلسفه و ذهن و باور هم نفوذ می کند. زمانی که شاید در بازگشت به ایران بخواهم تشکیل خانواده بدهم؛ حکم به انتخاب شریک «جوان تر» و «زیباتر» میدهد و نه لزوما «با طرز تفکر» و «ذهنیت» بهتر. چرا که از نظر ژن ها، شریک سالم تر و زیباتر کدهای ژنتیکی مناسب برای میزبانی بیست و سه کروموزوم مرا دارند. اینجاست که اصل بقای گونه ای دستاورد سی ساله ام را هم به مسخره می گیرد. حتی اجازه نمیدهد بتوانم با کسی زندگی کنم که «افکار» بهتر و پخته تری دارد؛ فقط برایش «نسل آینده» مهم است.
گویی سی سال بعدی زندگی هم باید نه در لذت بردن «خودم» که برای «بقای ژن هایم» باشد. اینجاست که فکر میکنم طبیعت و ژن های من نیازمند یک بازنگری کلی در اصول خود هستند. ما امروزه موجودات ضعیف و ناتوانی نیستیم که حتما بهترین ژن هایمان را اگر به نسل بعد انتقال ندهیم، «بقای گونه ای» به خطر بیفتد. ما پرجمعیت ترین و وسیع ترین سیستم زندگی گونه ای روی زمین هستیم. در واقع امروزه تنها خطری که «بقای گونه ای» ما را تهدید می ک «رقابت» برای بقا نیست، بلکه «تخریب زیستگاه توسط خودمان» است. وگرنه در جهان امروزی حتی افراد ناتوان یا با ژن های ضعیف تر هم امکان انتقال این خودخواهی را دارند. تکامل باید در جهان امروزی به سوی حفظ نسل
موجود بیش از انتقال ژن های سالم به عنوان تنها مأموریت زندگی متمرکز شود.

-----------------------------------------------------------------
پا نوشت: برای تکمیل این بحث به کتاب «ژن خودخواه» دکتر داوکینز مراجعه شود. (دوستانی که امکان دسترسی به این کتاب را ندارند، لطفا با نویسنده تماس بگیرند. یک جلد از این کتاب موجود است و میتوانم آن را امانت بدهم.)




















تاریخ ارسال: دوشنبه 23 فروردین 1395 ساعت 02:14 | نویسنده: Yavar Moshirfar | چاپ مطلب
نظرات (1)
دوشنبه 23 فروردین 1395 02:49
mahdis
امتیاز: 0 0
لینک نظر
چقدر شما مهربون و زلالید
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد